X
تبلیغات
رایتل
         

داستان طنز راننده کامیون/داستان خنده دار

شنبه 13 اسفند‌ماه سال 1390 ساعت 10:52 ق.ظ

 راننده کامیونی وارد رستوران شد.دقایقی پس از اینکه او شروع به غذا خوردن کرد سه جوان موتور سیکلت سوار هم به رستوران آمدند و یک راست به سراغ میز راننده کامیون رفتند و بعد از چند دقیقه پچ پچ کردن،اولی سیگارش را در استکان چای راننده خاموش کرد.
راننده به او چیزی نگفت.دومی شیشه نوشابه را روی سر راننده خالی کرد و باز هم راننده سکوت کرد و بعد هم وقتی راننده بلند شد تا صورتحساب رستوران را پرداخت کند نفر سوم به پشت او پا زد و راننده محکم به زمین خورد ولی باز هم ساکت ماند.
دقایقی بعد از خروج راننده از رستوران یکی از جوانها به صاحب رستوران گفت:چه آدم بی خاصیتی بود،نه غذا خوردن بلد بود و نه حرف زدن و نه دعوا!
رستورانچی جواب داد:از همه بدتر رانندگی بلد نبود چون وقتی داشت می رفت دنده عقب سه موتور نازنین را خرد کرد و رفت.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo