X
تبلیغات
رایتل
         

اس ام اس عاشقانه بهار ۹۱

پنج‌شنبه 3 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 09:49 ق.ظ

من قلبم را عصب کشی کرده ام

دیگر نه از سردی نگاهی می لرزد

و نه از گرمی آغوشی می تپد . . .

سهراب : گفتی چشمها را باید شست !
شستم ولی..... گفتی جور دیگر باید دید!
دیدم ولی..... گفتی زیر باران باید رفت
رفتم ولی او نه چشم های خیس و شسته ام
را نه نگاه دیگرم را هیچکدام را ندید فقط در زیر
باران با طعنه ای خندید و گفت : دیوانه باران زده 

================== 

دنیـــای ما اندازه ی هم نیست
مـن عـــاشق مشروب وُ گیتارم
مـن روز ها تا ظـــهر می خوابم
مـن هر شب وُ تا صــبـح بیدارم
دنیـــای ما اندازه ی هم نیست
...من خیلی وقتا ساکتم ، سردم
وقتی که میرم تـــو خودم شاید
پاییـــــز ســــــــــــال بعد برگردم 

==================== 

مینویسم نامه و روزی از اینجا میروم / با خیال او ولی تنهای تنها میروم / در جوابم شاید او حتی نگوید کیستی / شاید او حتی بگوید لایق من نیستی / مینویسم من که عمری با خیالت زیستم / گاهی از من یاد کن ، حالا که دیگر نیستم . 

==================== 

یه ضرب المثل چینی میگه :

برنج سرد را می توان خورد ، چای سرد را می توان نوشید

اما نگاه سرد را نمی توان تحمل کرد . . . 

==================== 

اگر نهال های جنگل
بدانند ،
روزی تن هاشان
دسته ای در دستان
تبر یه دوشان
خواهد شد
مثل من
،
شاید ، هرگز
دل تنگ باران
نشوند .

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo